0113
از زیر پونز غربی ترین نقطه ی تهرون، اومدم بالای پونز شرقی ترین نقطه ی تهرون. اون موقع به ساوه نزدیک تر بودم تا آزادی، الان به جاجرود نزدیک ترم تا آزادی.اثاث کشی خر بود ولی انجامش دادم؛ کامیونت فرستادن بجای کامیون اوسکولا؛ در نتیجه، همه ی غما جا نشد تو کامیونت؛ باقیشو با پراید خودمو و ۴۰۵ حاج اصغر آوردم.داستان واسه مرداده ها ولی دلم کشیده دی تعریف کنم. حالم خوب نیس، آب سیب خوردم الان و قبل ترش دمنوش پونه ی کوهی؛ باهم میسازن؟! پس فردا میرم یزد، مشکلی پیش نمیاد؟! و اینکه غما واکسن ندارن؟!
+خمیازه کشیدیم به جایِ قدحِ می/ ویران شود آن شهر که میخانه ندارد!/ فاضل همدانی
+ تنها نمان که پشت سرت حرف میزنند/ یک دوست با هزار مصیبت، غنیمت است/ امیر تیموری
+دهانِ کدام لبخند خواهی شد/ تو که چشمِ تمامِ گریهها بودی؟/ حسین منزوی
+بعد از ۱۰ سال کامنت رو باز می کنم؛ میخوام یادم بیاد اون روزا؛ میخوام یادم بیاد یه عدد قرمز توی پرانتز جلوی نظرات خوانده نشده؛ چه حسی داره و ممنون که از باز کردن کامنتا ناامیدم نمی کنید:)